![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:58 توسط حسام |
|
|
تو خودت خوب می دونی که من همیشه به عشقم و عشقمون صادق بودم وهستم هرروز میام که ببینمت واگر یک روز تو را نبینم حالم گرفته می شه . تو خودت خوب میدونی که خیلی دوست می دارم ولی تو چطورمن دیگه تحمل این همه سختی وعذاب را ندارم . وای که چقدر تو رو دوست دارم و میمیرم واسه تو تو همیشه تو قلبمی می میرم واسه چشمون قشنگت بگو بگو بگو (دوسم داری )
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 16:13 توسط حسام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 11:7 توسط حسام |
|
|
دست خودم نیست اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست! دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم. دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم! دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی
نظر فراموش نشه .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 11:4 توسط حسام |
|
|
در این عالم که نامردان عصا از کور می گیرند
بیا دست قشنگت را عصا کن تا که برخیزم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 11:24 توسط حسام |
|
|
خدایا من گمشده ی دریای متلاطم روز گارم وتو بزرگواری
![]() ![]() ![]() پس ای خدا هیچ می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به ![]() ![]() ![]() مقصد رساند. تا ابد محتا ج یاری تو. رحمت تو .توجه تو. عشق تو . ![]() ![]() گذشت تو. عفو تو . مهربانی تو. ودر یک کلام... محتاج توام ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 11:2 توسط حسام |
|
|
من مانند افتابی هستم که خیلی می خوام روسرت بتابم ولی یه ابری اومده بالا سرت مزاحم نمی زاره من روی سر تو بتابم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:15 توسط حسام |
|
|
تقدیم به زیباترین آرزوی من ،شیرین ترین رویای صادقه من ، آنکه اولین وآخرین آرزویم است ،او که عشق من ،معشوق من ،بعد از اله ،معبود من است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:3 توسط حسام |
|
|
من به عشق تو زنده ام ولی تو به سادگی منو به خاطرات سپردی نمی دانم کجا بروم شاید من اشتباه کردم ولی میدانم روزی تو را خواهم دید آن روز نزدیک است و من تو را در اغوش می کشم و گرمای تنت را به رخ آفتاب و سرخی لبهایت را به قرمزی گل سرخ عشق... منتظر می مانم... انتظار برای من آخرین راه است (نازنینم )
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 16:36 توسط حسام |
|
|
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش ولی اهسته میگویم الهی بی اثر باشد
دوستت دارم همیشه تا دم مرگ منو تنها نذار عزیزم تا دم مرگ
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 17:31 توسط حسام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 10:25 توسط حسام |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:57 توسط حسام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 14:29 توسط حسام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 14:18 توسط حسام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 10:37 توسط حسام |
|
|
وقتی که حضورت معنای زندگی ام شد
آنقدر عاشقت شدم که از آن پس
همه لحظه ها را به شوق دیدنت سپری کردم
چون خداوند چشمانی گرم و پر از مهربانی به تو بخشیده
تا در خزان بهار من باشی .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 9:44 توسط حسام |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 9:18 توسط حسام |
|
|
دقايقي تو زندگي زيباست كه دلت براي كسي اينقدر تنگ بشه كه بخوايي او نو از روياهايت بكشي بيرون و توي
دنیای واقعی باهاش حرف بزنی
گاهی آنقدر صدایت می زنم که تمام کوهستانهای دورتر از سر زمینم فریادهایم را می شنوند. چه میشه گاهی به اتاق تنهایی ام پا بگذاری . من دلبسته زمستانم و همان فصلی که هیچ از بهارکم ندارد صدایم رو بشنو ،صدایی که به دنبال کلامی روشن است
من خورشید را نمی بخشم وقتیکه تو درکنارم نیستی طلوع و غروب میکند! من ماه رو نمی بخشم وقتیکه تو تنهایم گذاشتی باز هم آسمان رو روشن میکند! من حتی ثانیه ها رو نمیخوام بخشید وقتیکه بی تو در گذرند! من گلها رو نمبخشم که بی حضور تو عطر می پراکنند!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 12:17 توسط حسام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 12:4 توسط حسام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 15:24 توسط حسام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 14:28 توسط حسام |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 15:37 توسط حسام |
|
|
چقدر ثانيه ها گذشتن چقدر سختي کشيــــــــــــــــــــــــدم چقدر دوستت داشتـــــــــــــــــــــــــــــــم چقدر برام ارزش داشتــــــــــــــــــــــــــــي نمي دونـــــــــــــــــــــــــــــم انگار مغزم قفــــــــــــــــــــــــــــــــل کرده انگار زمان تو همون لحظه که خيلي راحت از کنارم گذشتي متوقف شــــــــــــــــــــــــــــــد ***** مرا صد بار هم از خود براني دوستت دارم به زندان خيانت هم کشاني دوستت دارم چه حاصل از جفا کردن چه سود از عشق ورزيدن مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 15:30 توسط حسام |
|
دلی دارم که از تنگی در او جز غم نمی گنجد غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمی گنجد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 15:7 توسط حسام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 15:13 توسط حسام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 14:41 توسط حسام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 14:32 توسط حسام |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 14:32 توسط حسام |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 14:30 توسط حسام |
|
|
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني...... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 9:38 توسط حسام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام.
هدف ما از ایجاد این وبلاگ , به هم نزدیک کردن دلهای دختر , پسراست. عکس می ذاریم.مطلب می نویسیم.جک میگیم.فقط به خاطر اینکه لحظاتی سرشار از خوشی را برای شما فراهم سازیم. پس با نظرات سازنده خودتون ما رو در بهتر شدن وبلاگ یاری کنید |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
علی پسر تنها عشق زودگذر |
|
RSS
|